أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

104

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نفقهء او از نصيب وى كنند از ميراث شوهرش چون وضع كردند اگر فرزند را براى شما شير دهند مزد ايشان بايشان دهيد از براى شير دادن بعضى گفته‌اند كه اين حكم مخصوص است بزنان طلاق داده ، ايشان چون وضع حمل كنند و عصمت زوجيّت ميان ايشان و شوهران ايشان منقطع شود براى شير دادن فرزندان اجرت مثل بديشان دهيد و يكديگر را فرمان بريد در كارى كه ميان شماست از شير دادن فرزند بمعروف و نيكوئى يعنى با يكديگر مسامحه كنيد خطاب مادران و پدران راست پدر نبايد كه در اجرت دادن مكاس كند و مادر نيز نبايد كه سختى كند فرزند از آن هر دو است و هر دو به فرزند شريك يكديگرند و اگر با يكديگر سختى كنند پدر در اجرت دادن مكاس كند و مادر قبول نكند زنى ديگر آن فرزند را شير دهد براى پدرش . آنگه امر كرد و گفت : توانگر بايد كه از سر توانگرى و دست رس خود نفقه كند بحسب آنچه لايق حال او باشد و آنكس كه روزى بر وى تنگ باشد و فراخ دستى ندارد گو نفقه كن از آنچه خداى تعالى ويرا داده است بر حسب وسع و قدرت خويش كه خداى تعالى تكليف نكند هيچ نفسى و تنى را الّا به قدر و اندازهء آنچه ويرا داده باشد از مكنت و توانگرى وى . و اين مثل آنست كه در آيتى ديگر فرمود : وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ ، زود باشد كه خداى تعالى بعد از درويشى و تنگدستى بنده را توانگر و فراخ دست گرداند و در رزق و روزى بر وى بگشايد و اين وعده‌ايست كه خداى تعالى داده است شوهران درويش را بتوانگرى و وعدهء خداى تعالى حق بود و وفا وى را لازم باشد . [ سوره الطلاق ( 65 ) : آيات 8 تا 10 ] وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِساباً شَدِيداً وَ عَذَّبْناها عَذاباً نُكْراً ( 8 ) فَذاقَتْ وَبالَ أَمْرِها وَ كانَ عاقِبَةُ أَمْرِها خُسْراً ( 9 ) أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذاباً شَدِيداً فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً ( 10 ) اى بسا ديه و شهر كه اهل آن ديه و شهر در خداى تعالى و فرمان وى عاصى شدند و از سر عتوّ و عناد و تكبّر از فرمان خداى تعالى و پيغمبران وى اعراض كردند و در مخالفت